بغض و اشک...

خودمانیم...

آنقدرها هم نه سرما می خوردیم و نه حساسیت فصلی داشتیم!

بغض ها بود که گلو درد می آورد

و اشک ها بود که حساسیت...!


یاد تو...

یاد تو

هیچ گاه از بین نمیرود

بلکه

از سطری به سطری دیگر منتقل میشود…

و اینست قانون پایستگی چشمانت...

خداوندا …

خداوندا …

دقیق یادم نیست آخرین بار کی خود را پیدا کردم …

اما خوب یادم هست هرگاه که گم شدم ، دستم در دست تو نبود …

خدا...

با خدا دعوا کردم

باهم قهر کردیم

فکر کردم دیگه دوسم نداره

رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد

صبح که بیدار شدم

مامانم گفت

"نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد . . ."

http://aloneboy.com/pic/mataleb/sher/baroone%20%5BAloneBoy.com%5D%20paeizi.jpg

روزهایی بدی در زندگی آدم می رسد، که هیچ کسی حتی نمی پرسد

“خوبی؟ “

برای چنین روزهای بدی، نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری

به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست. . .

“خدا”

یک روز...

خدا را چه دیدی ؟

یک روز بیشتر

” ساعتی ” ” لحظه ای ” با من بمان

شاید خنده ای پشت لب هایت

قطره ای پشت پلک هایت جا مانده باشد . . .

قیامت

قــیـامـتی سـت !

از لـحـظه ای که زنــگ ِ تــلـفن بـــلـند مـی شـود ...

از جـــا مــی پَـــرم !

تــا لـحـظه ای کـه ...

مــثـل ِ هـمـیـشه ...

تــــو نـــیـستـی !

مهم نیست...

مهم نيست در چه سني باشم...

هر زمان چيز جديد ياد مي گيرم دلم ميخواهد فرياد بزنم:

"مامان بيا نگاه كن..."

صبر...

تا میخواهم از تو دل بکنم صبــــر می آید.

چقدر این عطسه ها را دوســــت دارم...!!!

خاطره...

خوش به حال فرهاد

كه تلخ ترين خاطره زندگي اش هم

"شيرين" بود..!!!